مرتضى مطهرى
258
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دهد و نگهدارى نمايد . هر پسرى تا سن بلوغ و هر دخترى تا زمان ازدواج داراى همين حقوق بودهاند ، اما زوجههايى كه عنوان « چاكر زن » داشتهاند فقط اولاد ذكور آنان در خانوادهء پدرى پذيرفته مىشده است . در كتب پارسى متأخر پنج نوع ازدواج شمرده شده است ، ولى ظاهراً در قوانين ساسانى جز دو قسمى كه ذكر شد قسم ديگرى نبوده است . » « 1 » دختر مستقلًا حق اختيار شوهر نداشت . اين حق به پدر اختصاص داشت . اگر پدر در قيد حيات نبود شخص ديگرى اجازهء شوهردادن دختر را داشت . اين حق نخست به مادر تعلق مىگرفت و اگر مادر مرده بود متوجه يكى از عموها يا داييهاى او مىشد « 2 » شوهر بر اموال زن ولايت داشت و زن بدون اجازهء شوهر حق نداشت در اموال خويش تصرف كند . به موجب قانون زناشويى فقط شوهر شخصيت حقوقى داشت « 3 » . شوهر مىتوانست به وسيلهء يك سند قانونى زن را شريك خويش سازد . در اين صورت زن شريك المال مىشد و مىتوانست مثل شوى خود در آن تصرف كند . فقط بدين وسيله زوجه مىتوانست معاملهء صحيحى باشخص ثالث به عمل آورد « 4 » هرگاه شوهرى به زن خود مىگفت : از اين لحظه تو آزاد و صاحب اختيار خودت هستى ، زن بدين وسيله از نزد شوهر خود طرد نمىشد ، ولى اجازت مىيافت به عنوان « زن خدمتكار » ( چاكر زن ) شوهر ديگرى اختيار كند . . . فرزندانى كه در ازدواج جديد در حيات شوهر اولش مىزاييد ، از آنِ شوهر اولش بود يعنى زن تحت تبعيت شوهر اول باقى مىماند « 5 » شوهر حق داشت يگانه زن خود را يا يكى از زنانش را ( حتى زن ممتاز خود را ) به مرد ديگرى كه بىآنكه قصورى كرده باشد محتاج شده بود بسپارد ( عاريه بدهد ) ، تا اين مرد از خدمات آن زن استفاده كند ؛ رضايت زن شرط نبود . در اين صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزندانى كه در اين ازدواج
--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 346 و 347 . ( 2 ) . همان ، ص 351 و تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / 44 . ( 3 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 352 و تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 46 . ( 4 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 352 و تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 46 . ( 5 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 353 .